


اختلال خوردن یا پرخوری عصبی Bulimia Nervosa
پرخوری عصبی چیست؟
اختلال پرخوری عصبی یا "بولیمیا نروزا" (Bulimia Nervosa) نوعی اختلال خوردن است که با دورههای مکرر پرخوری و به دنبال آن رفتارهایی برای جبران، مانند استفراغ عمدی، استفاده از ملینها، ورزش بیش از حد، یا روزه گرفتن، مشخص میشود. افراد مبتلا به بولیمیا معمولاً در یک دوره زمانی کوتاه مقدار زیادی غذا میخورند (پرخوری) و سپس سعی میکنند با روشهایی که به آنها اشاره شد، از افزایش وزن جلوگیری کنند.
این اختلال میتواند به دلایل مختلفی از جمله فشارهای اجتماعی، اضطراب، افسردگی، یا مشکلات در کنترل وزن ایجاد شود. بولیمیا میتواند عوارض جدی جسمی و روانی داشته باشد، از جمله عدم تعادل الکترولیتها، مشکلات قلبی، آسیب به سیستم گوارشی، و اختلالات خلقی.
در ادامه این مطلب که برگرفته از کارگاه آشنایی با اختلالت مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز می باشد به شناخت این اختلال و بررسی نشانه های آن و روش های درمانی پرداخته شده است.
نشانه های پرخوری عصبی چیست؟
نشانههای اختلال پرخوری عصبی (بولیمیا نروزا) میتواند جسمی و رفتاری باشد. برخی از مهمترین نشانهها عبارتند از:
نشانههای رفتاری:
1. پرخوری دورهای: مصرف مقدار زیادی غذا در مدت کوتاه، که معمولاً با احساس از دست دادن کنترل همراه است.
2. رفتارهای جبرانی نامناسب: مانند استفراغ عمدی، استفاده از ملینها، روزهداری، یا ورزش بیش از حد برای جلوگیری از افزایش وزن.
3. پنهانکاری: افراد مبتلا به بولیمیا ممکن است رفتارهای خود را مخفی کنند و به صورت پنهانی پرخوری و استفراغ کنند.
4. نگرانی بیش از حد در مورد وزن و ظاهر: این افراد معمولاً بسیار نگران وزن و شکل بدن خود هستند.
5. الگوهای غذایی نامنظم: مانند خوردن غذاهای بسیار کمکالری در طول روز و سپس پرخوری در شب.
نشانههای جسمی:
1. آسیب به دندانها: استفراغ مکرر میتواند باعث پوسیدگی دندانها و تحلیل مینای دندان شود.
2. التهاب گلو و غدد بزاقی: به دلیل استفراغ مکرر، گلو و غدد بزاقی ممکن است متورم و دردناک شوند.
3. عدم تعادل الکترولیتها: که میتواند منجر به عوارض جدی مانند نامنظمی ضربان قلب، مشکلات کلیوی، و حتی ایست قلبی شود.
4. زخمها یا خراشهای روی دستها: که ممکن است ناشی از استفراغ عمدی باشد (معمولاً به عنوان "علامت راسل" شناخته میشود).
5. نوسانات وزن: وزن این افراد ممکن است به طور مکرر تغییر کند و به سادگی قابل پیشبینی نباشد.
نشانههای روانی:
1. احساس گناه یا شرم: پس از دورههای پرخوری، افراد ممکن است احساس گناه یا شرم شدید کنند.
2. اختلالات خلقی: از جمله افسردگی و اضطراب که میتواند با بولیمیا همراه باشد.
3. عزت نفس پایین: که معمولاً با نارضایتی از بدن و وزن خود ارتباط دارد.
شیوع این اختلال:
شیوع اختلالات خوردن به طور کلی در میان بانوان بیشتر از آقایان است. با این حال، این تفاوتها بستگی به نوع اختلال خوردن دارد. در زیر به شیوع این اختلالات در بانوان و آقایان اشاره میشود:
1. اختلال پرخوری عصبی (بولیمیا نروزا):
- بانوان: این اختلال به طور قابل توجهی بیشتر در میان بانوان شایع است. به طور معمول، نسبت شیوع این اختلال در بانوان به آقایان حدود 1 به 10 است، یعنی برای هر 10 زن مبتلا به بولیمیا، تنها 1 مرد به این اختلال مبتلا میشود.
- آقایان: هرچند بولیمیا در میان آقایان نادرتر است، اما همچنان تعداد قابل توجهی از مردان نیز به این اختلال مبتلا میشوند. در سالهای اخیر، آگاهی و شناخت بیشتر از این اختلال در میان آقایان منجر به افزایش موارد گزارش شده شده است.
2. اختلال بیاشتهایی عصبی (آنورکسیا نروزا):
- بانوان: این اختلال هم به طور عمده در بانوان مشاهده میشود، با نسبتی مشابه با بولیمیا (حدود 1 به 10).
- آقایان: هرچند نسبت آقایان مبتلا به آنورکسیا کمتر از بانوان است، اما این اختلال میتواند در مردان نیز اتفاق بیافتد و اغلب به دلیل عدم شناخت یا انکار، دیرتر تشخیص داده میشود.
3. اختلال پرخوری (Binge Eating Disorder):
- بانوان: این اختلال نیز در بانوان شایعتر است، اما نسبت شیوع آن نسبت به بولیمیا و آنورکسیا کمتر است. برای هر 3 زن مبتلا به این اختلال، تقریباً 2 مرد وجود دارد.
- آقایان: در مقایسه با بولیمیا و آنورکسیا، این اختلال در آقایان شیوع بیشتری دارد و به نسبت مشابهی با بانوان دیده میشود.
دلایل تفاوت در شیوع این دست اختلالات:
- عوامل فرهنگی و اجتماعی: فشارهای فرهنگی برای داشتن بدنی لاغر و ایدهآلهای زیبایی بیشتر بر بانوان تأثیر میگذارد.
- عوامل روانشناختی: زنان معمولاً حساسیت بیشتری به وزن و شکل بدن خود نشان میدهند که میتواند آنها را بیشتر در معرض این اختلالات قرار دهد.
- تشخیص و گزارش: مردان ممکن است کمتر تمایل به گزارش این مشکلات داشته باشند یا به دلیل استیگما (برچسب اجتماعی)، کمتر به دنبال کمک باشند.
به طور کلی، هرچند اختلالات خوردن در بانوان بیشتر شایع است، اما این اختلالات میتوانند برای هر دو جنس مشکلات جدی ایجاد کنند و نیازمند توجه و درمان مناسب هستند.
درمان:
درمان اختلال پرخوری عصبی (بولیمیا نروزا) معمولاً شامل ترکیبی از روشهای مختلف است که به بیمار کمک میکنند تا رفتارهای پرخوری و رفتارهای جبرانی ناسالم خود را کنترل کرده و بهبودی پایدار پیدا کنند. درمان میتواند شامل موارد زیر باشد:
1. رواندرمانی:
- رفتاردرمانی شناختی (CBT): این روش معمولترین و موثرترین روش درمان بولیمیا است. CBT به بیمار کمک میکند تا الگوهای فکری منفی و رفتارهای ناسالم مرتبط با خوردن و وزن را شناسایی کرده و تغییر دهد. همچنین به بیمار آموزش داده میشود که چگونه عادتهای سالمتری در زمینه غذا خوردن و واکنش به استرس پیدا کند.
- رواندرمانی بین فردی (IPT): این نوع درمان بر بهبود روابط بین فردی و کاهش استرسهایی که ممکن است باعث پرخوری شود، تمرکز دارد.
- درمان گروهی: در برخی موارد، جلسات گروهی با دیگر افراد مبتلا به اختلالات خوردن میتواند به بیمار کمک کند تا از تجربههای دیگران یاد بگیرد و حمایت اجتماعی بیشتری دریافت کند.
2. دارودرمانی:
- داروهای ضدافسردگی: برخی از داروهای ضدافسردگی، مانند مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) مثل فلوکستین، میتوانند به کاهش علائم بولیمیا کمک کنند، به ویژه اگر همراه با افسردگی یا اضطراب باشد. این داروها میتوانند به کاهش فراوانی دورههای پرخوری و رفتارهای جبرانی کمک کنند.
3. مشاوره تغذیه:
- آموزش تغذیهای: یک متخصص تغذیه میتواند به بیمار کمک کند تا الگوهای غذایی سالمتری را به جای پرخوری و رفتارهای جبرانی ایجاد کند. این شامل آموزش درباره تغذیه مناسب، برنامهریزی وعدههای غذایی و ایجاد رابطهای سالمتر با غذا است.
- نظارت بر وزن و تغذیه: در برخی موارد، نظارت مداوم بر وزن و تغذیه بیمار میتواند به ارزیابی پیشرفت و اصلاح نیازهای درمانی کمک کند.
4. حمایت خانوادگی و اجتماعی:
- درمان خانوادگی: در صورتی که بیمار نوجوان باشد یا حمایت خانوادگی ضعیفی داشته باشد، درمان خانوادگی میتواند مفید باشد. این نوع درمان به اعضای خانواده کمک میکند تا یاد بگیرند چگونه از بیمار حمایت کنند و فشارهایی که ممکن است باعث بولیمیا شود را کاهش دهند.
- گروههای حمایتی: پیوستن به گروههای حمایتی میتواند به بیماران کمک کند تا درک بهتری از بیماری خود داشته باشند و از تجربههای دیگران استفاده کنند.
5. درمانهای پزشکی:
- مراقبتهای پزشکی: از آنجا که بولیمیا میتواند عوارض جسمی جدی داشته باشد، برخی بیماران ممکن است نیاز به مراقبتهای پزشکی مداوم برای مدیریت عوارضی مانند مشکلات قلبی، عدم تعادل الکترولیتها یا آسیب به سیستم گوارشی داشته باشند.
6. درمان در بیمارستان یا بستری:
- در موارد شدید بولیمیا که رفتارهای جبرانی یا مشکلات جسمی جدی وجود دارد، ممکن است بستری در بیمارستان یا مراکز درمانی ویژه ضروری باشد تا وضعیت بیمار به صورت مداوم تحت نظر قرار گیرد و درمانهای تخصصیتری ارائه شود.
نتیجه گیری:
باید توجه داشتن که درمان بولیمیا نروزا نیاز به صبر و حمایت دارد و ممکن است چندین ماه تا چند سال طول بکشد تا بهبودی کامل حاصل شود. و این میزان ارتباط کامل با همکاری فرد درگیر با اختلال و ارتباط موثرش با درمانگر دارد. همچنین حمایت مداوم از بیمار و توجه به نیازهای جسمی و روانی او در طول فرایند درمان بسیار مهم است.
تشخیص اختلال روانتنی معمولاً شامل ارزیابی جامع پزشکی و روانشناختی است. پزشکان ابتدا تلاش میکنند تا علل فیزیکی علائم را شناسایی کنند. در صورتی که همان طور که گفته شد علت فیزیکی مشخصی یافت نمی شود، لذا ارزیابی روانشناختی انجام میشود تا ارتباط بین عوامل روانی و علائم جسمانی بررسی شود.
- استرس و اضطراب: استرس و اضطراب میتوانند سیستم ایمنی بدن را تضعیف کنند و موجب بروز یا تشدید علائم فیزیکی شوند.
- افسردگی: افسردگی میتواند باعث تغییرات در سطح انرژی، خواب، و اشتها شود که به نوبه خود علائم جسمانی ایجاد میکنند.
- تجارب تلخ گذشته: تجارب تلخ گذشته مانند سوءاستفاده، تروما یا از دست دادن عزیزان میتوانند به اختلالات روانتنی منجر شوند.
- عوامل شخصیتی: برخی افراد به دلیل ویژگیهای شخصیتی خود مانند حساسیت بالا، ممکن است بیشتر مستعد این اختلالات باشند.
- دردهای جسمانی: سردرد، کمردرد، دردهای عضلانی و مفصلی و...
- مشکلات گوارشی: زخم معده، سندرم روده تحریکپذیر، معده درد و حالت تهوع و...
- مشکلات قلبی: تپش قلب، درد قفسه سینه، احساس سنگینی در قفسه سینه
- مشکلات پوستی: کهیر، خارش
- سایر علائم: خستگی مزمن، مشکلات خواب
- افسردگی و اضطراب: زنان به طور کلی بیشتر از مردان به افسردگی و اضطراب مبتلا میشوند، که این دو عامل میتوانند خطر ابتلا به اختلالات روانتنی را افزایش دهند.
- ابراز احساسات: زنان ممکن است تمایل بیشتری به ابراز احساسات و شکایات جسمانی داشته باشند، در حالی که مردان ممکن است احساسات خود را بیشتر سرکوب کنند.
- نقشهای اجتماعی و استرسهای مرتبط: زنان اغلب نقشهای چندگانهای مانند کار، خانهداری و مراقبت از خانواده را ایفا میکنند که میتواند سطح استرس را افزایش دهد و احتمال بروز علائم روانتنی را بیشتر کند.
- تغییرات هورمونی: تغییرات هورمونی در طول چرخه قاعدگی، بارداری و یائسگی میتواند به تغییرات روانی و فیزیکی منجر شود که برخی از آنها ممکن است به اختلالات روانتنی مرتبط باشند.
- درمان دارویی: استفاده از داروهای ضدافسردگی، ضداضطراب یا مسکنها.
- رواندرمانی: مشاوره و رواندرمانی برای مدیریت استرس، اضطراب و افسردگی.
- تکنیکهای آرامشبخش: یوگا، مدیتیشن، تمرینات تنفسی
- تغییرات سبک زندگی: رژیم غذایی مناسب، ورزش منظم، خواب کافی
در ادامه این مطلب که از کارگاه شناخت افسردگی و راه های مقابله با آن، مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز جمع آوری شده است به بررسی علائم افسردگی و شناخت علائم آن بر افراد مختلف و همچنین روش های درمان پرداخته شده است.
- ازدستدادن اشتیاق نسبت به فعالیتهای روزانه
- احساس ناامیدی
- ازدستدادن کارایی و اعتمادبهنفس پایین.
- خلقی: عصبانیت،تهاجمی بودن،تحریک پذیری، انواع اختلال اضطرابی، بی قراری
- احساسات: احساس تهی بودن، غم و اندوه
- رفتاری: از دست دادن شوق، عدم احساس شادی در فعالیت های مورد علاقه، تفکر خودکشی، احساس خستگی، استفاده از مواد مخدر و یا روی آوردن به انجام فعالیت های پرخطر
- جنسی: کاهش میل جنسی، کاهش فعالیت های جنسی
- شناختی: عدم تمرکز، سختی در انجام وظایف، تاخیر در پاسخ طی مکالمات
- اختلالات خواب: بی خوابی، خواب بی قرار، خواب بسیار زیاد، نخوابیدن طی شب
- فیزیکی: خستگی، درد، سردرد، مشکلات گوارشی
- خلق:تحریک پذیری
- احساسات: احساس ناراحتی یا تهیبودن، اضطراب یا ناامیدی
- رفتاری: ازدستدادن اشتیاق به فعالیتها، دوریکردن از تعاملات اجتماعی، تفکرات خودکشی
- شناختی: آهسته فکرکردن و حرفزدن
- خواب:دشواری در خوابیدن طی شب، زود بیدار شدن، خوابیدن بسیار زیاد
- فیزیکی: کاهش انرژی، خستگی زیاد، تغییر اشتها، تغییرات وزن، درد، سردرد، گرفتگیهای عضلانی زیاد
- خلق: تحریکپذیری، عصبانیت، تغییرات خلق، گریه
- احساسات: احساس کامل نبودن (برای مثال نمیتوانم هیچ کاری را به درستی انجام دهم) یا ناامیدی، گریه، ناراحتی شدید
- رفتاری: به مشکل برخوردن در مدرسه یا خودداری از مدرسه رفتن، دوری از دوستان یا خواهر و برادرها، تفکرات مرگ یا خودکشی و علائم روحیه ضعیف
- شناختی:دشواری در تمرکز، افت عملکرد تحصیلی، تغییر در نمرات
- خواب: دشواری در خوابیدن یا خوابیدن بسیار زیاد
- فیزیکی و نشانه های ظاهری افراد افسرده: ازدستدادن انرژی، مشکلات گوارشی، تغییر در اشتها، ازدستدادن وزن یا زیاد وزنگرفتن.
علائم افسردگی بعد از زایمان
- خلق مادر پایین است.
- ممکن است که گریه کند و برای گریه خود دلیل نداشتهباشد.
- نمیتواند با فرزند خود ارتباط برقرار کند.
- شدیدا خسته است و انرژی ندارد.
- سردرد، تاری دید و دل درد دارد.
- نمیتواند بخوابد یا بیش از اندازه میخوابد.
علائم و نشانههای عاطفی و رفتاری در (PMS)
- تنش یا اضطراب
- حالت افسردگی
- گریه
- نوسانات خلقی و تحریک پذیری شدید در مقایسه با زمان های دیگر یا خشم
- تغییرات اشتها و هوسهای غذایی
- مشکل در به خواب رفتن(بی خوابی)
- دوری از اجتماع و گوشه گیری
- مشکل در تمرکز
- تغییر در میل جنسی
علائم و نشانههای فیزیکی (PMS)
- درد مفاصل و عضلات
- سردرد (تشدید حملات میگیرنی)
- خستگی
- افزایش وزن مربوط به احتباس مایعات
- نفخ شکم
- حساسیت پستان
- افزایش آکنه
- یبوست یا اسهال
۴.احساس پوچی
لازم به ذکر است که اگر در فرد سابقه خانوادگی افسردگی یا اختلال خلق دیگری وجود داشتهباشد، فرد در ریسک بالای ابتلا به این بیماری قرار دارد. درنتیجه عوامل ژنتیکی و سابقه وراثت خانوادگی، از علتهای مهم بروز انواع افسردگی هستند.
لازم به ذکر ات که مصرف و میزان دارو باید حتما تحت نظر فرد متخصص صورت پذیرد.
برای مطالعه مقاله هایی از این دست می توانید بر روی این لینک کلیک کنید: نمایش
- وقتی فرد به تهدید غیرواقعی و ذهنی پاسخ هیجانی میدهد.
- وقتی فرد پیشبینی تهدید آینده را دارد.
- برآورد بیش از حد خطر
- عدم تناسب ترس فرد با سن و دوره رشدی وی
- و...
- عوامل زیستی شناختی
- عوامل محیطی و اجتماعی
- عوامل ژنتیکی و ارثی
- اضطراب مرضی
- طبق گفتههای بعضی از متخصصان،تغذیه نادرست نیز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. کمبود بعضی ازاسید آمینه ها، منیزیم، اسیدفولیک و ویتامین ب ۱۲باعث تسریع در ابتلا به آن میشوند.
- استفاده از دخانیات یا مواد مخدر
- برخی از ضایعههای مغزی که باعث ایجاد علایمی شبیه به علایم اختلال وسواس میشوند
- احساس عصبانیت، بیقراری یا تنش
- احساس خطر قریبالوقوع
- احساس وحشت
- تنفس سریع
- تعریق زیاد
- لرزش
- احساس ضعف یا خستگی
- مشکل در تمرکز ( مبتلایان نمیتواند به چیزی غیر از نگرانی کنونی فکر کنند.)
- اختلال خواب: پرخوابی یا کمخوابی
- اجتناب از قرار گرفتن در موقعیتهای اضطراب آور
- اختلال پانیک (وحشتزدگی)
- آگورافوبی (بازارهراسی)
- فوبیهای خاص (ترسهای مرضی)
- اختلال اضطراب اجتماعی
- اختلال اضطراب فراگیر (اختلال اضطراب منتشر)
- لالی انتخابی
- اختلال اضطراب جدایی
- اختلال اضطراب بیماری
- حیوانات
- محیط طبیعی: شامل توفان، ارتفاع، آتش و…
- خون- جراحت- تزریق: شامل ترس از دیدن خون، داشتن عمل جراحی و محیط بیمارستان و...
- پرداختن به فعالیتهایی در موقعیتهای خاص: مثل رانندگی، پرواز، حضور در آسانسور و…
- اضطراب اجتماعی خاص
- اضطراب اجتماعی فراگیر
- مشغولیت ذهنی قابل ملاحظه در مورد ابتلا به یک بیماری جدی
- عدم وجود علائم جسمی، یا وجود علائم جسمی بسیار خفیف که با نگرانی زیاد درمانجو متناسب نیست.
- داشتن اضطراب زیاد در مورد سلامتی خود
- انجام فعالیتهای افراطی برای اطمینان از وضعیت سلامتی خود (مثل بررسی دائمی بدن برای یافتن نشانههای بیماری) یا داشتن رفتار اجتنابی نامناسب (مثل اجتناب از رفتن به مطب دکتر)
- ادامهداشتن نشانهها برای حداقل۶ماه متوالی
برای دیدن ویدیو های بیشتر در زمینه روانشناسی علمی از مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی اینجا کلیک کنید.
- اختلال اضطراب فراگیر
- اختلال هراس
- ترسهای ساده یا اختصاصی
- اختلال اضطراب اجتماعی
- اختلال تنشزای پس از رویداد
- اضطراب اخلاقی
- فوبیای خاص
- اضطراب در کودکان و نوجوانان
- اضطراب ناشی از پذیرفته نشدن از جانب همسالان
- تغییرات جسمی
- بروز رفتارهای پرخاشگرانه
- ترس از مستقل شدن
- رژیم غذایی سالم
- فعالیت بدنی بهطور منظم
- افزایش اعتماد به نفس
- حمایت اجتماعی
- اندیشیدن به زمان حال
- کسب اطلاعات در مورد شرایط تنش زا
- خندیدن
- ابراز هیجان بر روی کاغذ
- دارای شدت بالایی باشد و زندگی روزمرهی شما یا کار و روابطتان را تحت تأثیر قرار دهد.
- شما را آزرده و ناراحت کرده و کنترل آن دشوار باشد.
- همراه با آن، احساس افسردگی میکنید یا مشکل سوء مصرف الکل و موادمخدر دارید.
- فکر میکنید اضطراب شما ممکن است با یک مشکل سلامت جسمانی در ارتباط باشد.
- به خودکشی فکر میکنید یا اقدام به خودکشی کردهاید.
- بیش از شش ماه است که با اضطراب شدید درگیر هستید.
- مرگ (ناگهانی)
- مصدومیت شدید
- خشونت جنسی
- مستقیماً- برای خود فرد اتفاق افتاده باشد
- شاهد بودن- ممکن است شاهد رخ دادن آن برای شخص دیگری بوده باشند
- متوجه شدن- متوجه شوند که برای فردی بسیار نزدیک به آنها اتفاق افتاده است
- مواجهه مکرر – فرد خود به طور مکرر در معرض حوادث تروماتیک بوده و یا در محیطی شاهد آن بوده که حادثه تروماتیک مکرراً دیگران را تحت تاثیر قرار داده است. همچنین میدانیم برخی افراد که از طریق رسانههای الکترونیکی، تلویزیون، فیلمها یا تصاویر در محل کار، در معرض حادثه تروماتیک قرار می گیرند، ممکن است مشکلات سلامت روان را تجربه کنند.
- شاهد بودن مرگ بیرحمانه
- سوانح جدی، به طور مثال: سانحه رانندگی
- تعرض فیزیکی یا جنسی
- مشکلات شدید سلامتی یا بستری در بخش مراقبتهای ویژه
- تجربیات پیچیده زایمان
- تشخیص ابتلا به بیماری مرگبار
- جنگ و درگیری
- حملات تروریستی
- حوادث طبیعی یا ساخته دست بشر، مانند: سونامی یا آتشسوزی
- و...
- خاطرات- داشتن خاطرات ناخواسته از حادثه، که به افکار مزاحم معروفاند، و مرور آن برای فرد بسیار طاقتفرسا و ناراحت کننده هستند.
- رویاها- دیدن رویاها یا کابوسهای ناراحت کننده درباره حادثه.
- مبهوت بودن- احساس یا رفتار به گونهای که گویا قرار است حادثه تروماتیک دوباره اتفاق بیفتد (معروف به فلشبک). در موارد حاد، ممکن است فرد از اتفاقاتی که در پیرامونش رخ میدهد آگاه نباشد.
- پریشانی از لحاظ فیزیکی و روانی- احساس شدید پریشانی و برانگیختگی از لحاظ فیزیکی (مانند تنفس سریع، ضربان قلب بالا و ... ) هنگامی که در معرض چیزهایی قرار میگیریند که به گونهای یادآور حادثه هستند.
- فراموشی حادثه تروما- ناتوانی در به یاد آوردن قسمتیهایی از حادثه تروماتیک.
- گسست- احساس گسست یا فاصله گرفتن از افرادی که قبلاً احساس صمیمی بودن با آنها داشتند.
- اجتناب از صحبت یا فکر کردن- عدم تمایل به صحبت یا فکر کردن درباره حادثه تروماتیک.
- اجتناب از پیوندها- اجتناب از خاطرات، افکار، احساسات، چیزها، افراد و مکانهانهایی که مربوط به حادثه تروماتیک هستند. این ممکن است شامل اجتناب از تلویزیون یا سایر رسانهها که به حادثه میپردازند باشد، به خصوص اگر انجام این کار باعث پریشانی فرد شود.
- باورها و انتظارات منفی- تفکر منفی درباره خود، دیگران یا جهان.
- سرزنش- سرزنش کردن خود یا دیگران به دلیل رخ دادن حادثه تروماتیک یا عواقب آن.
- عواطف منفی ـتجربه مکرر ترس، وحشت، خشم، گناه یا شرم.
- بیانگیزه شدن نسبت به فعالیتها- مشارکت نکردن یا بی انگیزه شدن فرد نسبت به فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت میبرده است یا به صورت منظم انجام می داده است.
- ناتوانی در احساس عواطف مثبت- قادر نبودن به تجربه احساس شادی، رضایت یا محبت.
- هوشیاری و آگاهی بیش از حد- هوشیاری بیش از حد فرد نسبت به اتفاقات پیرامون خود و ناتوانی در آرام و قرار گرفتن.
- به راحتی شوکه شدن- واکنش افراطی به صداها یا حرکاتی که حادثه تروماتیک را یادآوری میکنند.
- مشکل تمرکز – عدم تمرکز روی کارهایی که فرد قبلاً میتوانست روی آنها تمرکز کند مشکل و به راحتی آنجام دهد.
- بیخوابی- خوابیدن و تداوم خواب دشوار میشود. هنگامی که این افراد به خواب می روند ممکن است خواب بیکیفیت را تجربه کنند و کابوس ببینند. این کابوس ها می تواند مرتبط با همان رویداد تروماتیک باشد.
- بی قراری و پرخاشگری-مثلا پرخاشگری کلامی یا فیزیکی نسبت به افراد یا اشیاء. این پرخاشها ممکن است نتیجه تجربه کردن چیزی باشد که فرد را به یاد حادثه تروماتیک میاندازد.
- بی پروایی خطرناک- انجام کارهای خطرناک یا خود تخریبی.
- خاطره- پس از تجربه حادثه تروماتیک این افراد شاید نتوانند و یا نخواهند که آن رویداد را به یاد آورند، فراموشی تمام آن اتفاق یا بخش هایی از آن میتواند به فرد کمک کند که حادثه منطقی به نظر بیاید و درد کمتری را برای او به همراه داشته باشد. پس میتواند برای حفظ سلامت روان فرد کمککننده باشد.
- افکار مزاحم یا فلشبکها- به اینها میتوان به عنوان تکرار آنچه اتفاق افتاده است نگریست.این افکار ممکن است فرد را مجبور کنند تا در مورد اتفاقی که رخ داده فکر کند، تا در صورت تکرار مجدد آمادگی بهتری داشته باشد. با اینحال، در اختلال استرس پس از سانحه، این افکار تنها باعث میشوند که احساس پریشانی در فرد افزایش یابد.
- اجتناب و بیتفاوتی- یادآوری تروما خسته کننده و ناراحت کننده است.اجتناب و بیتفاوتی میتوانند به فرد کمک کند که فکر کردن درباره آنچه اتفاق افتاده است را متوقف کند. در عین حال، همچنین باعث میشود که فرد دیگر تلاشی برای درک تجربیات خود نداشته باشد.
- گوش به زنگ بودن- ممکن است در فرد این فکر را ایجاد کند که با انجام این رفتار در صورت وقوع بحرانی دیگر آمادگی واکنش سریع را دارد. همچنین میتواند به او برای انجام کار لازم پس از وقوع سانحه یا بحران انرژی دهد. از طرفی این واکنش، ممکن است خسته کننده هم باشد و فرد را از انجام کارهایی که قبلاً از انجامشان لذت میبرده بازدارد.
- آدرنالین- این هورمونی است که بدن انسان هنگامی که تحت فشار روانی (استرس) است تولید میکند. و به ما کمک میکند که بدن خود را برای فعالیتهایی که نیاز به انرژی زیاد دارند آماده کنیم، مانند، دویدن یا دعوا با کسی. در حالت عادی هنگامی که فشار روانی (استرس) از بین میرود، سطح آدرنالین باید به حالت عادی برگردد. اما در اختلال استرس پس از سانحه، خاطرات زنده از رویداد استرسزا میتوانند سطح آدرنالین را همواره بالا نگه دارند. آدرنالین زیاد میتواند فرد را مضطرب و پرخاشگر کند و این فرد دیگر نمی تواند آرامش داشته باشد یا خوب بخوابد.
- هیپوکامپ ؛ قسمتی از مغز برای پردازش حافظه- این قسمتی از مغز است که خاطرات را پردازش میکند. مقادیر زیاد هورمون های استرس، مانند آدرنالین، میتواند از کارکرد مناسب آن جلوگیری کند. یعنی در افرادی که درگیر با اختلال استرس پس از سانجه هستند خاطرات حادثه تروماتیک پردازش نمیشوند. و این امر باعث میشود فرد حادثه را به گونهای به یاد آورد، گویی که خطر آن رویداد هنوز هم وجود دارد، به جای اینکه آن را مانند چیزی ببیند که در گذشته اتفاق افتاده است.
- افزایش سطح کورتیزول در خون ـهورمون کورتیزول یکی از انواع هورمونهای سهیم در حالات استرس و اضطراب است و میتواند قند مورد نیاز بدن را در این شرایط در اختیار آن قرار دهد و در حقیقت در استرسهای طولانیمدت به بدن کمک میکند آمادگی لازم برای بقا و ادامه دادن را داشته باشد. اما در مواردی که این ماده در خون به صورت مداوم ترشح شود فرد دچار علائمی مثل موارد ذیل می شود که حتی شاید خود علت آن را ندارد این موارد شامل:
- فشارخون بالا
- پوکی استخوان
- خستگی
- تحریک پذیری
- مشکلات گوارشی
- کاهش قدرت عضلانی
- تغییر ناگهانی خلق و خوی
- مشکل خواب
- جمع شدن آب در پلکها
- میزان گلوکز خیلی بالا در خون
- وجود موهای زاید زیاد در صورت
- وجود علائم کششی در شکم
- چاقی در منطقه شکم متمرکز باشد
- تشکیلات رسوبات چربی در گردن
- ریزش مو
- و...
- دسترسی به حمایت اجتماعی
- بازیابی از حادثه تروماتیک در محیطی که فشار روانی (استرس) در آن کم است.
- ناگهانی و غیرمنتظره باشد
- برای مدت طولانی ادامه داشته باشد
- زمانی رخ دهد که گیر افتادهاید و نتوانید فرار کنید
- ساخته دست بشر باشد
- تلفات زیاد داشته باشد
- باعث نقص عضو شود
- کودکان درگیر حادثه باشد.
- فکر کردن به آن بدون اینکه بیش از حد پریشان شوید
- مدام احساس نکنید که تهدید میشوید
- در زمانهای نامناسب به فکر آن نیفتید
- مشکلات گوارشی
- سندرمهای درد
- سردرد
- و ...
- رویاهای ترسناک- در کودکان، این رویاها شاید منعکسکننده حادثه تروماتیک باشند و شاید هم نه.
- بازی تکرای- برخی کوکان اتفاقات حادثه تروماتیک را در بازی شبیه سازی می کنند. به عنوان مثال، کودکی که در سانحه شدید رانندگی حضور داشته ممکن است سانحه را با خودروهای اسباببازی مجدداً اجرا کند.
- علائم جسمانی- ممکن است از دل درد یا سر درد شکایت کنند.
- ترس از اینکه زود بمیرند- ممکن است باورش برایشان سخت باشد که آنقدر عمر خواهند کرد تا بزرگ شوند.
- پذیرش- یادگیری پذیرش این موضوع که اگرچه آنچه اتفاق افتاده قابل تغییر نیست، ولی میتوان در مورد حادثه، جهان و خودطور دیگری فکر کرد.
- یادآوری حادثه- یادآوری آنچه اتفاق افتاده، بدون اینکه ترس و پریشانی بر او غلبه کند. فرد میتواند در صورت تمایل، به اتفاق فکر کند نه اینکه تفکرات مزاحم یا فلشبک داشته باشد.
- صحبت درباره تجربیات- صحبت درباره اینکه چه اتفاقی رخ داده تا ذهن فرد بتواند خاطرات را در گوشهای ذخیره کند و به کارهای دیگر بپردازد.
- احساس امنیت بیشتر- کمک به فرد برای کنترل بیشتر بر احساساتش این به او کمک میکند که احساس امنیت بیشتری کند، بنابراین نیاز نیست که خیلی زیاد از خاطراتش دوری کند.
- پایبندی به روال عادی خود- در صورت امکان، سعی کنید که به روال عادی خود بازگردید یا آن را حفظ نمایید. حفظ زندگی عادی تا حد امکان باعث میشود احساس ثبات داشته باشید
- با فرد مورد اعتماد خود صحبت کنید- درحالیکه نباید احساس کنید که مجبورید با هر کسی در مورد اتفاقی که رخ داده صحبت کنید، صحبت با کسی که به او اعتماد دارید کمک میکند که احساسات خود را در فضایی امن پردازش نمایید. همچنین صحبت با کسی که همان اتفاقی را که برای شما رخ داده تجربه کرده است، یا کسی که حادثهای مشابه را قبلاً تجربه کرده ممکن است کمککننده باشد، البته اگر انجام این کار چندان ناراحت کننده نباشد.
- تمرینات تمدد اعصاب را امتحان کنید- مراقبه خودرهبری و سایر تمرینات را برای آرامش اعصاب امتحان کنید. تمدد اعصاب حین ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه میتواند چالشبرانگیز باشد، پس با درمانگر خود در مورد تمرینات یا فعالیتهایی که ممکن است برای شما مؤثر باشند صحبت کنید.
- بازگشت به کار یا مدرسه- اگر احساس میکنید که توانایی دارید، بازگشت به کار، مدرسه یا دانشگاه میتواند کمک کننده باشد. این کار باعث میشود که احساس کنید به روال عادی بازگشتهاید. بااینحال، باید تلاشتان اجتناب از موقعیتهایی باشد که احتمال قرارگرفتن شما را در معرض تروما یا فشار روانی (استرس) را بالا میبرد. به طور کلی، کار در محیط حامی و با فشار روانی (استرس) کمتر بهترین کار ممکن تا درمان است.
- به طور منظم غذا بخورید و ورزش کنید-سعی کنید در زمانهایی که معمولاً غذا میخورید غذا بخورید، حتی اگر احساس گرسنگی نمیکنید. اگر احساس میکنید که توانایی دارید، سعی کنید که به طور منظم ورزش کنید. این کار همچنین با شما کمک میکند که هنگام خواب بیشتر احساس خستگی کنید.
- با دیگران وقت بگذرانید- وقت صرف کردن با افرادی که برایتان مهم هستند به شما احساس حمایت میدهد.
- انتظار بهتر شدن داشته باشید- روی این فکر تمرکز کنید که به مرور بهتر خواهید شد. این تفکر برای روند بهبودی شما خوب خواهد بود. یادتان باشد برای اینکه سریع بهبود یابید به خود فشار نیاورید.
- به مکانی برگردید که حادثه تروماتیک رخ داده- تنها زمانی که احساس میکنید توانایی دارید، شاید تمایل داشته باشید به محلی که حادثه تروماتیک رخ داده برگردید. اگر قصد انجام چنین کاری را دارید، با درمانگر یا پزشک خود صحبت کنید، تا آنها در این مسیر از شما حمایت کنند.
- خودانتقادی- علائم اختلال استرس پس از سانحه نشانه ضعف نیست. آنها واکنش طبیعی به تجربیات ترسناک هستند.
- احساستان را برای خودتان نگه دارید - اگر اختلال استرس پس از سانحه دارید، از به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات خود با دیگران احساس گناه نکنید. صحبت درباره آنچه احساس میکنید میتواند از روند بهبودی شما پیشتیبانی کند.
- انتظار داشتن برای بازگشت فوری همه چیز به روال عادی-درمان اختلال استرس پس از سانحه زمانبر است. سعی کنید که انتظار بیش از حد و خیلی سریع از خود نداشته باشید.
- دور ماندن از سایر افراد- اگر برای مدت طولانی تنها بمانید، احساس انزوا در شما افزایش مییابد و حالتان بدتر میشود.
- مصرف الکل و سیگار- درحالی که الکل میتواند کمک کند که آرام شوید، اما در طول زمان باعث بدتر شدن شما خواهد شد. قهوه و نیکوتین میتوانند به عنوان محرک عمل کنند و اگر علائم مربوط به اختلال استرس پس از سانحه را تجربه میکنید ممکن است باعث بدتر شدن حال شما شوند.
- خستگی بیش از حد- اختلال استرس پس از سانحه میتواند خواب شما را دچار مشکل کند، اما تا جایی که میتوانید سعی کنید برنامه خواب معمول خود را حفظ کنید و تا دیر وقت بیدار نمانید، چون این کار باعث بدتر شدن شما خواهد شد. میتواند اطلاعات بیشتر را از منبع ما در بخش خواب خوب کسب کنید.
- شکنجه
- بردهداری
- کارزارهای نسلکشی
- زندگی در منطقه جنگی
- خشونت خانوادگی طولانی مدت
- تکرار سوء استفاده فیزیکی و جنسی در کودکی.
- داشتن باورهای بسیار منفی در مورد خودشان مثل «تحقیر شده، شکستخورده یا بیمصرف»
- مشکل داشتن در ابراز احساسات و همچنین واکنشهای عاطفی
- مشکل در حفظ ارتباطات و احساس صمیمیت با سایر افراد
- بی اعتمادی به تمام مرد ها یا زن ها به دلیل سواستفاده جنسی در کودکی
- با خود و دیگران به طور دلسوزانه ارتباط برقرار کنید
- مجدداً به خود و دیگران اعتماد کنید
- دوباره در دوستیها، روابط صمیمی و فعالیتهایی که باعث ارتقای سلامت و تندرستی شما میشوند شرکت کنید
- دوست یابی
- اشتغال
- ورزش کردن منظم
- یادگیری تکنیکهای تمدد اعصاب
- ایجاد سرگرمی
- داشتن حیوانات خانگی.
- تغییر در رفتار- عملکرد ضعیف در کار، تأخیر، دریافت مرخصی استعلاجی، سوانح جزئی
- تغییر در عواطف- خشم، بی قراری و پرخاشگری، افسردگی، نداشتن انگیزه و تمرکز
- تغییر در افکار- تمرکز بر تهدید و ترس، دیدگاههای منفی نسبت به آینده
- علائم جسمانی غیرمنتظره- مانند تنگی نفس، بیقراری یا دل درد
- صحبت کنید- به آنها زمان بدهید تا بتوانند با شما در مورد تجربیاتشان صحبت کنند.
- گوش کنید- به آنها اجازه دهید صحبت کند، و سعی کنید که وسط حرفشان نپرید یا تجربیات خودتان را به اشتراک نگذارید.
- سؤالات کلی بپرسید- اگر سؤال میپرسید، سعی کنید که کلی و بدون قضاوت باشند. به عنوان مثال، شاید بخواهید بپرسید «آیا با فرد دیگری در مورد این موضوع صحبت کردهاید؟» یا «اجازه هست به شما کمک کنم تا حمایت بیشتر کسب کنید؟»
- گفتن اینکه میدانید چه حسی دارند- حتی اگر مورد مشابه را تجربه کردهاید، افراد موقعیتها را بسیار متفاوت تجربه میکنند. مقایسه کردن کمکی نمی کند.
- گفتن به آنها که خوش شانس هستند که زندهاند- افرادی که حادثه تروماتیک را تجربه کردهاند اغلب احساس خوششانسی نمیکنند. اغلب، اگر دیگران مرده باشند آنها به دلیل زنده بودن احساس گناه میکنند.
- کوچک کردن تجربه آنها- حتی اگر قصد دارید حالشان را بهتر بکنید به آنها نگویید که وضعیت میتوانست بدتر از این باشد. این کار باعث میشود که افراد فکر کنند که محق نیستند چنین احساساتی داشته باشند.
- ارائه پیشنهادات غیرمفید- حتی اگر میدانید که این پیشنهادات در گذشته برای شما مؤثر واقع شدهاند، آنها را ارائه نکنید. مردم بسیار متفاوت هستند و اغلب ممکن است قبلاً آنچه را که پیشنهاد میدهید امتحان کرده باشند.

ضربه یا تروما به انگلیسی ( Trauma ) :
در ابتدای این مقاله اول به بررسی تعریف تروما از نظر علم پزشکی به صورت خلاصه پرداخته می شود و در ادامه از منظر روانشناسی به طور کامل به بررسی آن پرداخته می شود.
تروما در پزشکی:
از نظر دانش پزشکی به هر نوع ضربه، جراحت، شوک، آسیب و حادثه وارد شده بر بدن گفته میشود، مشروط به اینکه این موارد از خارج به بدن وارد شده باشد و عامل درونی، علت ایجاد آسیب نباشد. از سال ۱۹۶۷ میلادی افراد آسیب دیده ترومایی به عنوان یک بیمار و نه یک حادثه دیده مورد توجه قرار گرفتند با این وضعیت بخش اورژانس و مراقبهای پزشکی تغییرات مهم و مثبتی انجام دادند. تروما چهارمین عامل آماری در مرگ و میر در جهان شناخته میشود.
در قسمت بالا به صور ت خلاصه تعریف تروما از منظر علم پزشکی شرح داده شد و با توجه به آن می توان این برداشت کلی را داشت که تروما شامل وارد شدن ضربه ای شدید از محیط خارج به فرد است که می تواند سبب آسیب های جدی شود در ادامه این مقاله که برگرفته از کارگاههای مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی است به بررسی تروما از منظر روانشناسی پرداخته می شود و از زبان یک روان درمانگر این امر تحلیل می شود.
آنچه درباره تروما باید دانست:
از نظر علم روانشناسی ترومای روانی پاسخ به رویدادی است که فرد آن را به شدت استرس زا می داند و یا به زبان دیگر آمادگی مواجه شدن با آن را ندارد. به عنوان مثال رخ دادن بلایای طبیعی مثل زلزله و سونامی و... یا یک حادثه ناگهانی می تواند برای فرد آسیب زا باشد. تروما می تواند باعث بروز علائم جسمی و روحی مختلفی شود که می تواند در هر فرد نمپدی متفاوت داشته باشد. نکته قابل توجه این امر است که همه ی کسانی که اتفاقات استرس زا را تجربه می کنند دچار تروما نمی شوند. در واقع تروما انواع مختلفی را شامل می شود.
در برخی افراد علائم تروما زودگذر است و شاید فرد بدون کمک درمانگر هم بتواند به تنهایی از این مرحله گذر کند اما در برخی دیگر از انواع تروما اثرات ناشی از آن برای طولانی مدت باقی خواهد ماند که فرد به تنهایی قادر به رفع آن نیست و بهتر است از متخصص کمک بگیرد. برای درمان تروما ابتدا باید ریشه ی شکل گیری آن را پیدا کرد و سپس راه حل های اثرگذاری برای کنترل علائم آن پیاده شود و بعد از کاهش علائم در فرد می توان از روش هایی ترکیبی از روان درمانی و CBT و... برای کمک به فرد درگیر با تروما کمک گرفت که در ادامه در بخش درمان به آن پرداخته می شود.
برای مطالعه دیگر مقالات کلیک کنید: نمایش
برای درک بهتر این ضایعه لازم است که در ادامه به تعریف دقیق آن از منظر روانشناسی پرداخته شود.
تروما چیست؟
تروما در حقیقت پاسخی احساسی به یک اتفاق وحشتناک مانند تصادف، تجاوز جنسی و یا بلایای طبیعی و... است. لزا تروما می تواند پاسخی برای موقعیت هایی باشد که فرد آنها را از لحاظ روحی و فیزیکی تهدید آمیز یا آسیب زننده بداند. فرد آسیب دیده ممکن است طیف وسیعی از احساسات مختلف مثل غم، خشم، ترس، خجالت و... را پس از حادثه و در دراز مدت احساس کند. و همچنین ممکن است این افراد احساس گیجی، درماندگی و شوکه شدن داشته باشند و یا هضم اتفاق رخ داده برایشان بسیار دشوار باشد به طوری که اغلب این افراد بیان می کنند که انگار از زمان و مکان خارج شده اند و نمی دانند چکار می کنند به طور مثال در تجاوز بعضی افراد این رویداد را فراموش می کند و مغز برای حفظ بقای فرد و کاهش سطح تنش های ناشی از این رویداد فراموشی را پیشه می کند و این خود نشان می دهد که تروما برای هر فرد و با توجه به اتفاقی که باعث رخ دادن آن شده است می تواند چقدر پیچیده باشد، این موارد نمونه کوچکی از واکنش های روحی است که هر فرد بعد از رخ دادن تروما آن را تجربه میکند. اما این تنها بخشی از تجربه هر فرد است زیرا اکثر این افراد نشانه های فیزیکی از این رخ داد را با خود یدک می کشند که نه تنها روان آسیب دیده آن ها را درگیر کرده است بلکه عمق این تروما به جسم آن ها هم آسیب وارد کرده است در اینجاست که ریشه یابی درد های ناشی از روان تنی در افراد اهمیت زیادی پیدا میکند.
تروما ممکن است تاثیرات طولانی مدتی بر سلامت روانی فرد بگذارد. و چنانچه با گذشت زمان از شدت علائم کاسته نشود و ادامه داشته باشد تروما در فرد به اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) تبدیل می شود.
انواع مختلف تروما عبارتند از:
- ترومای شدید ولی زودگذر
این نوع تروما ناشی از اتفاقی استرس زا یا خطرناک است.
- ترومای مزمن
ترومای مزمن ناشی از قرار گرفتن مکرر و طولانی مدت در معرض رویدادهای بسیار استرس زا مانند کودک آزاری، زورگویی یا خشونت خانگی است.
- ترومای پیچیده
این نوع تروما ناشی از قرار گرفتن در معرض چندین موقعیت آسیب زا می باشد.
- ترومای ثانویه یا ترومای نیابتی
در این نوع تروما فرد آسیب دیده در اثر ارتباط با افراد آسیب دیده ی دیگر در واقع علائم خود را تشدید می کند.
علائم تروما
علائم تروما می تواند شدید یا خفیف باشد. عوامل زیادی تعیین کننده ی چگونگی تاثیر یک رویداد آسیب زا بر هر شخص هستند. این عوامل عبارتند از:
- شخصیت افراد
- سلامت روانی افراد
- مواجهه قبلی با رویدادهای آسیب زا
- نوع و ویژگی های رویدادهای آسیب زا
- پیشینه و رویکرد افراد برای مدیریت احساسات
میشوند.
اتفاقات تروماتیک( آسیب زا)
تروما در کودکان
درمان تروما
روش های درمانی متعددی وجود دارند که می توانند به افراد آسیب دیده در اثر تروما ها کمک کنند تا با علائم خود کنار بیایند و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند.
مراجعه به کلینیک های روانشناسی
نخستین قدم برای درمان تروما تراپی است. به طور کلی فرد می بایست از درمانگری که در مواجه و درمان تروما با تجربه است، کمک بگیرد. رویکرد های درمانی که برای فرد آسیب دیده در اثر تروما مناسب هستند عبارتند از:
- رویکرد شناختی-رفتاری
- حساسیت زدایی و پردازش مجدد
- هیپنوتیزم برای بررسی ریشه های تروما و کاهش علائم ناشی از آن
- روانکاوی
لازم به ذکر است که یک درمانگر تروما همواره باید از ترکیبی از تمام این رویکرد های درمانی استفاده کند تا درمانی با اثر بخشی بیشتر رقم بخورد.
درمان های فیزیکی
برخی از درمانگران از تکنیک های جسمی برای کمک به ذهن و بدن فرد به جهت پردازش تروما استفاده می کنند. درمان های فیزیکی انواع مختلفی دارند که شامل موارد زیر می باشند:
روان درمانی حسی حرکتی
- تحریک نقاط مختلف بدن با طب سوزنی
- درمان های لمسی
نتیجه گیری
تروما شامل رخ دادن اتفاقات ناگوار دردوران های مختلف زندگی فرد است که ممکن است در هر سنی ایجاد شود. این افراد بهتر است به روان درمانی مراجعه کنند زیرا گاهی فرد متوجه تاثیرات تروما بر زندگی اش نمی شود و نیاز به کمک گرفتن از فردی متخصص دارد. نکته مهمی که درباره ی این رخ داد ثبت شده در حافظه و درد ناشی از آن وجود دارد این است که این مشکل قابل درمان است و میتوان اثر این اتفاقات ناگوار را کم کرد. همچنین لازم است بدانید تروما اتفاق بدی است که در اثر یک آزار جنسی یا تصادف و … اتفاق می افتد و فرد نباید نسبت به آن شرمگین و خجالت زده باشد ، بلکه باید برای درمان آن اقدامات لازم را انجام دهد.

اعتیاد به فضای مجازی در نوجوانان و جوانان
- سرقت اطلاعات و یا سرقت مالی
- مورد تهدید و اخاذی قرار گرفتن
- مواجهه با محتوای نامناسب (مثل صنعت پورنوگرافی)
- یادگیری الگوهای نادرست مثل خشونت و عادی سازی خشونت و تبعیض نژادی
- و...
- اعتیاد به فضا و شبکه های اجتماعی آنلاین
- اعتیاد به بازی کامپیوتری
- اعتیاد به دیدن وبسایت های غیر اخلاقی
- اعتیاد به قمار آنلاین
- رنج بردن از اضطراب و تشویش که به خصوص در افراد نوجوان به دلیل سن بحرانی رو به افزایش است زیرا آنها در این مقطع سنی با اضطراب و تناقض های زیادی دست و پنجه نرم میکنند و فضای مجازی محیط امن تری برای فرار آنها از فشار های روحی است.
- وجود اختلال افسردگی در نوجوان به دلیل بحران های نوجوانی، اما فرار به فضای مجازی به مرور زمان و در درازمدت این افراد باعث تشدید افسردگی و اضطراب و استرس و همچنین انزوا طلبی می شود.
- اعتیاد به مواردی دیگر مانند قمار، الکل و ... در این گونه موارد فرد بخاطر احساس گناه و ضعف خود به دنیای مجازی پناه می برد اما باعث بروز مشکلات مالی و شدید اعتیاد میشود.
- نداشتن پشتیبانی اجتماعی، این بعد از دلایل اعتیاد نوجوانان شامل دسته ای از افراد میشود که در برقراری روابط اجتماعی با همسالان خود دچار چالش و مشکلات عمده ای هستند و به دلیل های متنوع در این جوامع پذیرفته نشده یا مسخره و یا نادیده گرفته می شوند آنها به عنوان راه حل اغلب از ******** ها و شبکه های گفت و گوی دوستانه برای ایجاد رابطه امن و راحت با دیگران بهره می برند.
- کمبود آرامش، این دلیل نوجوانانی را شامل می شود که در زندگی اجتماعی و خانوادگی خوب ناشاد هستند و اکثرأ با پیدا کردن جایی که در آن احساس آرامش کنند مشکل دارند و احساس راحتی و پذیرفته شدن بیشتری را با دوستان مجازی خود تجربه می کنند تا دوستان مدرسه و دنیای واقعی.
- استرس بالا، این نوجوانان با روش فرار و پرت کردن حواس خود از مسئله ای که موجب افزایش استرس در آن ها شده است به گردش در شبکه های مجازی می پردازند، اکثرأ مشاهده شده است که در هنگام امتحان دروسی که نوجوانان در آن احساس ضعف بیشتری دارند زمان اختصاص داده شده به شبکه های مجازی و بازی های آنلاین و... بیشتر بوده است زیرا فرد برای مقابله با استرس بالای خود در رابطه با مسئله پیش رو به این محیط پناه می برد.
- نیاز ذاتی افراد که دارای دو بعد جنسیتی نوجوانان است که در پسران به صورت نشان دادن و جست وجوی قدرت و مقام و انحرافات اخلاقی اشاره می شود و در دختران نیاز به مورد توجه قرار گرفتن، دیده شدن به نمایش گذاشتن خود (در صورت رضایت از ظاهر) و نمایش موفقیت و ثابت کردن خود و دست یابی به همراه و حامی روحی و عاطفی و نیاز به پنهان کردن مسائلی که در آن اعتماد به نفس کمی دارند اشاره کرد.
- بازماندن از زندگی روزانه
- صرف وقت خود برای کارهای بی هدف (چرخیدن در فضای مجازی، بازی و...).
- تنها شدن و ادامه دارشدن روند تنهایی که منجر به انزوا طلبی در فرد می شود زیرا مهارت های لازم را برای برقراری ارتباط کسب نمی کند.
- از دست دادن روابط معنا دار خود در زندگی روزانه (دوستان، خانواده)
- دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مالی گسترده تر شدن آنها به جای حل و فصل زیرا نوجوان هنوز به سطح استقلال کافی برای کسب درآمد نرسیده است و از نظر مالی به خانواده وابسته است و اعتیاد به شبکه های مجازی و اینترنت برای او هزینه هایی را به همراه دارد که شاید با اهداف خانواده منافات داشته باشد و این امر باعث مشاجره و درگیری فرد با خانواده برای رسیدگی به خواسته می شود و چالش ها و مشکلات او را بیشتر می کند اما مشکل مالی اش رفع نمی شود.
- از دست دادن فرصت ها و موقعیت های خود بخاطر اختصاص زمان زیاد برای فعالیت مجازی، به طور مثال می تواند این زمان را صرف یادگیری مهارت هایی مثل زبان، موسیقی و ورزش و یا حتی معاشرت با افراد هم سن سال و مطالعه و.. کند.
- خرید اینترنتی افراطی یا قمار که مساوی با مشکلات مالی است.
- بروز افسردگی در فرد به علت مقایسه کردن شرایط فعلی خود با زندگی لوکس و بی عیب افراد در شبکه های اجتماعی بدون در نظر گرفتن این مسئله که انسان ها در فضای مجازی از نقاط قوت ظاهر و زندگی خود ویترین به اشتراک می گذارند.
- افزایش اضطراب و کاهش اعتماد به نفس مخصوصا در دختران به علت نارضایتی از ظاهر خود نسبت به دیگران و مقایسه کردن خود با مدل ها و افراد معروف، البته این امر در پسران هم رایج است زیرا هر دو جنس در این سن معمولا از ظاهر و اندام خود رضایت کافی ندارند و درگیر چالش بلوغ جنسی هستند و ممکن است از بینی، اندام های جنسی خود و همچنین پوست خود و موهای زائد بدن خجالت زده باشند و با دیدن شرایط ایده آل در شبکه های مجازی احساس کافی نبودن و عدم اعتماد به نفس در شکل ظاهری را تجربه می کنند.
- افزایش خشونت، هم به دلیل عادی سازی در شبکه های اجتماعی و الگوبرداری نوجوانان و هم به علت ناکامی آنها در مقابل مقایسه خود با زندگی افراد موفق در زندگی لوکس آنها در شبکه های مجازی و اطلاع نداشتن از پشت پرده زندگی افراد.
برای اطلاعات بیشتر درباره ی عوامل موثر بر بحران هویت جوانان و نوجوانان اینجا کلیک کنید.
اختلال بیشفعالی یا نقص توجه که به انگلیسی (Attention deficit hyperactivity disorder) و به اختصار ADHD نامیده می شود. طبق DSM-5 زیر گروه اختلال رشدی عصبی است . و به الگو مداوم بی توجهی و یا بیش فعالی- تکانشگری که با کارکرد یا رشد فرد تداخل دارد اشاره می کند (کارکرد رفتاری فرد و میزان تحرکش مناسب سنش نمی باشد) و عموما رشد این علایم به حدی است که با سطح رشد فرد نا هماهنگ است و می تواند به شکل چشم گیری روی فعالیت های اجتماعی، تحصیلی و شغلی فرد تاثیر مستقیم و منفی بگذارد. ADHD تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیمار دارد که ممکن است توسط سایر شرایط روانی مانند اضطراب و افسردگی بیشتر تشدید شود یا خطر ابتلا به آن را افزایش دهد
علائم این اختلال ناشی از نقص در عملکرد اجرایی فرد است، و وجود اختلال در تنظیم عاطفی فرد اغلب به عنوان یک علامت اصلی در تشخیص و شناسایی در نظر گرفته میشود. در کودکان، مشکلات توجه ممکن است منجر به عملکرد ضعیف در مدرسه شود. این اختلال با سایر اختلالات عصبی رشدی و روانی و همچنین برخی از اختلالات غیر روانی همراه است که میتواند باعث اختلالات مضاعف به خصوص در جامعه مدرن شود. اگرچه افراد مبتلا به ADHD ممکن است برای حفظ توجه بر روی وظایفی که مستلزم (پاداش یا تنبیه تأخیری) هستند، تلاش بسیاری نیاز داشته باشند، با این حال اغلب قادرند برای کارهایی که برایشان جالب یا باارزش است، سطح توجه غیرمعمول طولانی و شدیدی را نشان دهند؛ این مسئله به عنوان بیش تمرکزی نیز شناخته می شود
لازم به ذکر است که این علائم باید حداقل شش ماه مشاهده شوند و فرد باید قبل از ۱۲ سالگی این علائم را بروز داده باشد و نکته دیگر برای تشخیص این اختلال این امر است که نشانه ها باید در بیش از دو موقعیت یا فعالیت خود را نمایان کرده باشد، باید توجه داشت که اختلال روانی دیگری آن نشانه ها را توجیه نمی کند.
اختلالADHDشامل سه نوع می باشد:
- ناشی از نقص توجه: که وجود شش علامت در طی شش ماه باید در فرد مشاهده شود
- ناشی از بیش فعالی تکانشگری: که وجود شش علامت در طی شش ماه برای تشخیص آن لازم است
- نوع ترکیبی: که ترکیبی از دو مورد ذکر شده می باشد و ۹ علامت در طی شش ماه معمولا در این گروه مشاهده می شود
نارسایی توجه:
نشانه های فرد درگیر با این نوع از اختلال بدین صورت است که این افراد قادر نیستند به جزئیات توجه دقیقی داشته باشند و معمولا در تکالیف تحصیلی، شغلی و یا سایر فعالیت ها خطاهایی ناشی از عدم توجه کافی بروز می دهند. آنها اغلب در حفظ توجه بر روی تکالیف یا کار خاصی مشکل دارند و در صحبت مستقیم با این افراد اغلب این احساس به مخاطب دست می دهد که او حرف هایش را گوش نمی دهد، همچنین آنها اغلب قادر نیستند که دستور العمل ها را دنبال کنند و یا به ندرت می توانند فعالیت هایی را که شروع می کنند به پایان برسانند، معمولا در دوران مدرسه از انجام تکالیفی که نیاز به تمرین ذهنی مداوم دارد سر باز می زنند یا به بیان ساده تر از انجام آن ها نفرت دارند، اکثرا وسایل مربوط به خود و یا ابزار لازم برای انجام فعالیت های خود را گم میکنند و در کارهای روزمره نیز بسیار فراموشکار هستند با محرک های خارجی به راحتی حواسشان پرت می شود و عموما در سازمان دهی کار ها و فعالیت های خود مشکل دارن و همین امر سبب می شود تا اضطراب زیادی را متحمل شوند.
بیش فعالی و تکانشگری:
افراد درگیر با این نوع از اختلال اغلب این نشانه ها را از خود بروز می دهند، مدام دست و پای خود را تکان می دهند و در یک جا نمی توانند آرام برای مدتی بنشینند و روی صندلی وول می خورند و در مکان هایی مثل کلاس یا سر کار که نیاز به چند ساعت نشستن مداوم دارد صندلی خود را تکان می دهند در کودکان درگیر با این نوع از اختلال اغلب مشاهده می شود که در مکان هایی که مناسبتی ندارد کودک مدام در حال دویدن و شیطنت است و از دیوار بالا می رود اما این رفتار در نوجوانان و بزرگسالان در گیر با این مدل از اختلال به صورت حس بی قراری بروز پیدا می کند، معمولا این افراد زیاد حرف می زنند در کلاس یا در جمع ها اکثرا قبل از پایان یافتن کامل سئوال به سئوال پاسخ می دهند. آنها عموما قادر به انتظار کشیدن برای نوبت نیستند و مدام مشاهده می شود که در حرف دیگران می پرند و فعالیت های آنان را قطع می کنند.
نکته قابل توجه برای تشخیص این اختلال این امر است که فرد باید ۶ مورد از علائم را داشته باشد به طوری که تاثیر منفی بر فعالیت های او داشته باشد در بزرگسالان و نوجوانان ۱۷ سال به بالا وجود حداقل پنج علامت ضروری است و علائم لزومآ بازتاب مقابله ای، نافرمانی، مخالفت جویی یا عدم درک دستورات داده شده نیست.
میزان شیوع اختلالADHD:
به طور خلاصه می توان گفت میزان شیوع این اختلال طبق ویرایش پنجم DSM-5 ، پنج درصد در کودکان و دو و نیم درصد در بزرگسالان گزارش شده است. و پسران تقریباً دو برابر بیشتر از دختران و مردان ۱٫۶ برابر بیشتر از زنان تشخیص داده میشود، این اختلال اکثراً در دختران نادیده یا در اواخر زندگی تشخیص داده میشود زیرا علائم آنها گاهی با معیارهای تشخیصی ناهمخوانی دارد. و معمولا افرادی که علائم این اختلال را در کودکی نشان داده اند تا پایان عمر با آن درگیر بوده اند.
اختلالات همبود با اختلال ADHD شامل مواردی چون:
- سلوک
- نافرمانی مقابله ای
- افسردگی و سایر اختلالات خلقی
- اختلالات یادگیری
- نشانگان تورت
ارزیابی و تشخیص اختلال بیش فعالی (ADHD) :
فرآیند تشخیص برای این اختلال امری مشترک در بین بررسی نتایج از بین چند حوزه مختلف است که شامل : حوزه پزشکی، روانشناسی و بررسی عملکرد های فرد در حوزه آموزش و پرورش است.
که در ادامه به صورت خلاصه و چکیده شده ای از کارگاه آشنایی با اختلالات مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی به روند تشخیص و روش های درمانی پرداخته می شود.
در حیطه روانشناسی ۴ روش برای تشخیص به کار برده می شود که این روش ها را می توان به صورت زیر بیان کرد:
- تماس اولیه : برای پیاده سازی این بخش می توان از (مقیاس رفتاری آخن باخ، مقیاس درجه بندی رفتار کانرز) استفاده کرد.
- مصاحبه با والدین فرد : میتوان از (پرسشنامه عمومی والدین و پرسشنامه وضعیت های خانه) کمک گرفت.
- مشاهده و مصاحبه با کودک : (که میتواند به دو روش با کنترل و بدون کنترل صورت پذیرد).
- مصاحبه با معلمان : که در این بخش هم درجه بندی رفتاری کانرز و مقیاس عملکرد تحصیلی بهره جست.
سبب شناسی اختلال بیش فعالی (ADHD) :
عوامل ژنتیکی، عوامل روانی-اجتماعی و عوامل زیستی است که این بعد از ابعاد سبب شناسی خود شامل دو گروه است که یکی از آنها علل بروز این اختلال را ساختار و کارکرد مغز فرد دانسته و دیگر عوامل محیطی را در بروز این اختلال موثر می داند که این عوامل می توان مواردی مثل مصرف الکل در بارداری توسط مادر، کمبود وزن نوزاد هنگام تولد، مصرف سیگار والدین، تغذیه و در معرض سرب بودن و مواردی از این دست را شامل شود.
مداخلات درمانی برای اختلال بیش فعالی (ADHD) :
درمان قطعی برای این اختلال وجود ندارد و فقط می توان علائم مربوط به آن را کاهش داد و این روند شامل بخش ها و جنبه های گسترده ای از زندگی فرد است که همگی باید مورد بازبینی قرار گیرند و به شکل کار آمدی با نظر فرد متخصص تغییر کنند تا فرد بتواند کنترل بهتری بر شرایط و نشانه های این اختلال داشته باشد این مداخلات درمانی شامل بخش هایی چون دارو درمانی، رفتار درمانی مناسب فرد و افراد خانواده او، آموزش والدین ، درمان رفتاری شناختی، تغییر رژیم غذایی و پیروی از رژیم غذایی مناسب برای فرد، درمان شناختی و نروفیدبک است.
دارو درمانی در اختلالADHD:
معمولا در این اختلال بسته به میزان درگیری فرد از دوز های مختلفی از داروهایی چون: ریتالین، اتوموکستین، استراموکس، استاترا و... استفاده می شود.
*باید توجه داشت که دوز مناسب مصرف داروهای ذکر شده باید حتما تحت نظر متخصص تجویز و استفاده شود و از مصرف سرخود جدا خود داری شود*
نوروفیدبک در درمانADHD :
در این درمان سنسور هایی به نام الکترود روی پوست سر فرد قرار می گیرد و فعالیت های مغز فرد ثبت و در قالب امواج مغزی نشان داده می شود (در اصل بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با کمک امواج مغزی فرد انجام می شود) و با استفاده از روش تنبیه و تشویق برای مثال دادن امتیاز و کم شدن امتیاز در بازی فرد پی به درک شرایط مطلوب و نامطلوب می برد. و کم کم رفتار های آسیب زا در او کاهش می یابد.
رژیم غذایی:
رژیم غذایی یکی از بخش های قابل اهمیت زندگی فرد درگیر با این اختلال است زیرا به شکل چشمگیری می تواند تاثیر بر کاهش علائم در فرد یا افزایش نشانه های او داشته باشد. لذا در اینجا هم به توضیح خوراکی های مفید و هم مضر به صورت خلاصه پرداخته می شود.
رژیم غذایی مفید برای افرادADHD :
استفاده از بسیاری از مکمل ها می تواند بهبود در روند کنترل و کاهش علائم برای این افراد را ایجاد کند این مکمل ها شامل موارد زیر می باشند:
- امگاسه
- ویتامین B
- آهن
- زینک
- منیزم
همچنین تحقیقات نشان داده است که مصرف میوه هایی مثل: کیوی، سیب، گلابی، گریپ فروت و پرتقال هم می تواند و مفید باشد همچنین مواد غذایی چون لبنیات بز، ماهی، مرغ، مغز ها، اسفناج، حبوبات و تخم مرغ هم می توانند بسیار مفید باشند.
رژیم غذایی مضر برایADHD:
بررسی ها نشان داده است که کاهش مصرف این مواد غذایی در بهبود روند کنترل و کاهش علائم در افراد درگیر با این اختلال بسیار موثر است
- قهوه
- مصرف نوشیدنی های صنعتی و انرژی زا
- شکلات
- قند و شیرینی
- پنیر پیتزا
- غذا های یخ زده و کنسروی
- چیپس و پفک
- فست فود ها
- بستنی
- و...
درمان شناختی و حیطه یادگیری برای اختلالADHD :
- درمان تمرکز و تنش بدن
- درمان مهارت حرکتی درشت
- درمان مهارت حرکتی ظریف
- درمان مهارت دیداری
- درمان مهارت شنیداری
درمان تکانشگری و رفتاری:
در این روش درمان نیاز است که هم بر آموش والدین و هم بر روی آموزش رفتار کودک تمرکز شود، و هدف آن این امر است که کودک با کمترین میزان اضطراب و تنش که خود تشدید کننده این اختلال است به کمک همراهی والدین بتواند شیوه رفتار اثر بخش را جایگزین رفتار بد کارکرد کند.

انواع خانواده از دیدگاه روانشناسی Types of family structure :
مقدمه مطالعه این مطلب نیازمند این امر ست که ابتدا تعریفی از خانواده بیان شود که در ادامه ابتدا به تعاریف کلی درباره خانواده و سپس به تعاریف روانشناسی این واژه پرداخته شده است، بعد از آن به صورت خلاصه انواع خانواده از دیدگاه روانشناسی شرح داده شده، که این مطلب چکیده شده از کارگاه خانواده مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی می باشد.
برای اطلاعات بیشتر به این مقاله از آقای صارمی نژاد مراجعه کنید.
- خانواده هسته ای:
- خانواده گسترده:
- خانواده ناتنی:
- والدین جدید باید تلاش کنند تا یکدیگر را در سلسه مراتب خانواده جدید بپذیرند
- فرزندان نیز بدون تجربه مشکلات مربوط به مراقبت ناشی از مرز های بد کارکرد یا مبهم در این خانواده ها والد جدید را بپذیرند
- خانواده تک والدی:
- ناشی از طلاق والدین
- ناشی از مرگ یکی از والدین
- ناشی از انتخاب یا نیت والدین (مثلا پدر خانواده مهاجرت کرده و مادر نکرده و طلاقی هم صورت نگرفته اما از یک جایی به بعد مسیر دو والد از یکدیگر جدا شده است)
- خانواده پدر سالار:
- خانواده مادر سالار:
- خانواده مرکز گریز:
- خانواده مرکز گرا:
- خانواده اجماع طلب:
- خانواده تفرقه جو:
- خانواده متغییر:
مثلا به علت شغل پدر مکان زندگی افراد خانواده مدام در حال تغییر است و یا به علت مهاجرت یا مسائلی این چنین یکی از والدین و یا مثلا مادر و فرزند کوچک خانواده در زمان هایی مجبور بوده اند که از دیگر اعضا جدا زندگی کنند و مثلا کودکان در بازه های زمانی مختلف مراقب های مختلف دیگر مثل عمو و خاله و پدر بزرگ و... داشته اند که مدام تغییر کرده است.
- خانواده ، خانواده محور:
- خانواده فرزند محور:
- خانواده کودک گونه:
- خانواده نا متقارن:
- خانواده پیشرفت طلب:
- خانواده قرینه :
- خانواده مکمل:
در هر دو خانواده قرینه و مکمل چند ویژگی مشترک وجود دارد. مثلا نقش اعضا در این دو غالبأ خشک و سخت گیرانه تعریف شده است و عموما یا عملکرد هیجانی دارند و یا منطقی و کم پیش می آید که واکنش هایی در حد اعتدال از خود بروز دهند، اما باید توجه داشت که معمولا اگر زوجین روابط همتا و هم ارز را در این خانواده ها داشته باشند می توانند بهترین عملکرد را در هر دو خانواده ذکر شده رقم بزنند.





نگاهی جامع به اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال: علائم، تفاوتها و مسیرهای درمان
فوبیای خاص (Specific Phobia)
راهنمای جامع شناخت و درمان اختلال عاطفی-عصبی
اضطراب فراگیر (GAD) چیست؟
ترس از رهاشدگی چیست؟